عکس مبین هم بود
یکم نگاش کردم...
هیچ حسی نداشتم نه خاطره ای مرور شد واسم
نه دلم لرزید
نه مثه قبلنا شروع میکد اروم و ریز نوازشش دادن
نه زوم کدم رو سیبیلاشو دست کشیدم
فقط چند ثانیهمکث کردم
چشام پر اشک شد...
یهو یه دردی نشست تو وجودم
یه درد خیانت
هرچی به تنش
دستاش نگا کردم حسی نداشتم بش
زمان خیلی مرحمه ... درسته فراموش نمیشه ولی کمرنگ میشه
چطور میتونی یکی و با تموم وجود عاشق خودت کنی و بعد راحت بذاریش کنار
یه روزایی میام تاریخارو تطبیق میدم
پارسال اینموقع چی شد..
خیلی دردناکه
چقد حس بد و تحمل کردم..... بخاطر یه آدم بی ارزش.
برچسب:
نویسنده: دانیال نیکنام