خرید بک لینک
هفت ماهه که کاملا جدا شیم

اسمت تو شناسنامم طولانی تر شد و دو صفحه از شناسنامم خط خطی شد

نمیدونم چشمت به شناسنمه ات میخوره یه مکث کوچولو میکنی یا ن

وقتی میثم با گریه گفت مبین سه شبه همش خوابتو میبینه و بیقراره درسته با قیافه ی یخ و بی تفاوت وزخند زدم و گفتم بره به جهنم

ولی حالم عمیقا دگرگون شذ

نه اینکه ذره ای بخوام تورو کنارم داشته باشم

نه

فقط برای حس و حالم دلم سوخت

خیلی

خیلی دوستت داشتم

الان عکست و کنار خودم میبینم هیچی یادم نمیاد

نه خاطره ای

نه حتی دلم میلرزه

حتی دلمم نمیگیره

ولی این بی حسی خودش یه درد بی درمونه

مثه کسی که الزایم داره

ته دلم میدونم بات زندگی کردم اما یادم نمیاد

خنده هامونو

یادم میاد سیبیلت و همش مرتب میکردم اما قیافتو موقع اینکار یادم نمیاد

چقد بده که چهره ات نا اشنا شد

چند سال دیگه وقتی از خیابون فلسیقن رد میشم همش اه میکشم ولی نمیدونم برای چی

چیزی یادم نمیاد

اون زمان بهت گفتم زمانی میبخشمت که با عشقم تو خیابون راه میرمو تو مارو میبینی و سرت و میندازی پایین منم دستای عشقمو محکم تر میگیرم

شاید یکی بیاد انقد ارامش بده بهم و منو بخواد که کنارش زن ترین زن دنیا باشم و اونوقت ممنونت بشم که لهم کردی و رفتی

برچسب: نویسنده: دانیال نیکنام تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 13:51

صفحه بندی